السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
615
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
علقه مىباشند و علقه و مادهء آن كه هر دو ماده براى صورت مضغه قرار مىگيرند . مادهء ثانيه به هر مادهاى كه مادهء اول نباشد اطلاق مىشود . بديهى است كه مقصود از تقدم بالوجود اين نيست كه در عالم خارج ابتدا صورت نوعيه تحقق پيدا مىكند و بعداً جسم و سپس هيولا . خير ، بلكه در خارج اين سه يكجا تحقق مىيابند و تقدم اين علل ، تحليلى است . يعنى مرتبهء صورت نوعيه به عنوان علت تقوّم جسم بر مرتبهء جسم ، وجوداً مقدم است گرچه زماناً يكى هستند ، مانند حركت دست كه علت حركت كليد هست و حركت دست به عنوان علت ، مقدم بر حركت كليد است لكن زماناً يكى مىباشند . ذكر دو مطلب متن ويتفرّع عليه : اوّلًا : أنّ الوجودَ أوّلًا للصورة . . . اخرى بحدوث الصورة التالية . ترجمه چند نكته بر مطلب فوق تفريع مىگردد . نكتهء اول اين كه وجود اولًا براى صورت نوعيه است و به وجود او صورت جسميه و پس از آن هيولا به وجود فعلى خود يافت مىشود . و ثانياً صورت نوعيه به هنگام تبديل شدن به صورتى ديگر ، صورت جسميه را نگه نمىدارد ، بلكه صورت جسميهء ديگرى به وجود صورت نوعيهء جديد به وجود مىآيد و هنگامى كه صورت نوعيه به صورت ديگرى كه مخالف اوست تبديل مىشود . به بطلان صورت نوعيه ، صورت جسميه هم باطل مىگردد و صورت جسميهء جديدى به حدوث صورت نوعيهء جديد ، حادث مىگردد . شرح نكتهء اول روشن است و آن اينكه چون صورت نوعيه علت صورت جسميه است و علت تقدم بالوجود بر معلول دارد از اين جهت تا صورت نوعيه موجود نشود